۸:۳۱:۳۱ - سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶
واقعیتی تلخ زیر پوست آرام شهر/ استثمار معتادان مخدر صنعتی توسط سوداگران مرگ در «جغتای»
سوداگران مرگ در شهر جغتای در ازای تحویل مواد بازیافتی از معتادان، به آنها مواد مخدر صنعتی می دهند.

به گزارش پیام جغتای، جمع آوری ضایعات از سطح شهر و یا خرید آنها از مردم در سالهای اخیر در شهر جغتای رونق چشمگیری به خود گرفته و تاثیر بسزایی در تفکیک زباله های قابل بازیافت از مواد بی ارزش و انتقال آنها به مراکز بازیافت از طریق شهر سبزوار داشته است.

در میان افراد مشغول در حوزه جمع آوری و یا خرید ضایعات بازیافتی در سطح شهر جغتای، گاه افرادی به چشم می خورند که برای دست یابی به این طلای کثیف در گوشه و کنار شهر، مشغول زیر و رو کردن سطل های زباله هستند.

زباله گردی، کاری با وجهه ناخوشایند، که گاه دامنه آن تا پرسه زدن در لابلای زباله هایی کشیده می شود که نیروهای شهرداری، آنها را در دره ای واقع در جنوب شرقی شهر برای دفن، انباشته کرده اند.

اگر در نیمه های یک شب سرد پاییزی که دمای هوا تا کمتر از صفر درجه می رسد با اتومبیل شخصیتان در حال تردد در یکی از خیابان های اصلی شهر باشید، متوجه افرادی می شوید که با سر و وضعی به هم ریخته در حالی که لباس زیادی پوشیده اند بدون دستکش و یا هر وسیله کمکی دیگر، زباله های داخل سطل آشغال را زیر و رو میکنند، بطری های نوشابه، قوطی های رانی، کارتن و هر وسیله قابل بازیافتی که گیرشان می آید را داخل گونی خودشان می ریزند و بعد به سراغ سطل آشغال دیگری می روند.

این کار را آنقدر ادامه می دهند تا گونی هایشان پر شود یا سطل های زباله تمام بشوند؛ به مسیرتان ادامه می دهید، دوباره همین صحنه را در یکی دیگر از خیابان های اصلی شهر می بینید، نزدیک می شوید و سعی میکنید با فردی که در حال بسته بندی و تفکیک زباله ها و کارتن ها در کنار درب یک فروشگاه است، صحبت کنید، اما علاقه ای به گفت و گو ندارد سرمای استخوان سوز هوا امانتان را می برد و خیلی زود به داخل اتومبیل بر میگردید، بخاری ماشین روشن است، از پشت پنجره حرکاتش را زیر نطر میگیرید، با حوصله هر وسیله بدرد بخوری را جمع کرده و برای فروش آماده می کند.

شیوه کارشان با چند نفری که برای کسب روزی حلال به جمع آوری کارتن های دورریز مشغول هستند تفاوت دارد، جنس کارشان فرق میکند.

بنطر می رسد: پای انگیزه ای قوی تر در میان است، که این افراد را تا این لحظه از شب سرد پاییزی در کوچه های شهر آواره کرده است.

اگر دوباره وقت بگذارید و کمی دیرتر از شب اول راهی یکی دیگر از خیابان های اصلی شهر بشوید، باز هم همان صحنه ها برایتان تکرار می شود، کنجکاو می شوید و با فاصله ای نسبتا دور یکی از آنها را دنبال میکنید، مسیرش به یک خانه مسکونی می رسد، درب را می کوبد، داخل می رود و بعد از چند دقیقه خارج می شود، متوجه اطرافش نیست، می توانید به او نزدیک شده و بخواهید که با شما تا رسیدن به مقصدش همسفر بشود، فرصت خوبی برای نشستن پای حرفهایش نصیبتان شده است.

می توانید کمی از دنیای پر درد و رنجشان سر در بیاورید، تلخی گزنده روزمرگی هایشان که میان زباله و افیون می گذرد را به زیر زبانتان بکشید و لمس کنید.

سرمای سخت شب باعث می شود تا تعارف شما را رد نکند، بی معطلی قبول میکند و گویا به گرمای دلنشین اتومبیلتان پناه می آورد، کنارتان که می نشیند تازه به هم ریختگی سر و وضعش بیش از پیش برایتان خود نمایی میکند؛ جوان اما با سر و وضعیتی به هم ریخته و ژولیده، زیاد حوصله حرف زدن هم ندارد، اما به سوالاتتان جواب میدهد؛ می گوید گرفتارم، رفقای ناباب پایم را به بساط اعتیاد باز کرده اند، ۵ سال است که حال و روزم همین است، تا وقتی که می توانستم کار میکردم، حالا هم که حال و حوصله کارگری ندارم بازیافتی جمع می کنم و می فروشم.

اگر جرات کنید و از اعتیادش بپرسید؟ می فهمید که بیشتر وقتها گرد(هروئین) مصرف میکنند، بعضی وقتها هم که پول ندارند، هرچیزی که حالش را خوب کند.

معمولا از میزان درآمدشان حرفی نمی زنند و طفره می روند، ام واقعیتی تلخ و گزنده را می شود از لابلای صحبتهایشان فهمید “هر چقدر هم که بازیافتی تحویل بدهیم از مواد یک روزمان که از آنها میگیریم، بیشتر نمی شود”.

به خودتان که بیایید ساعت نزدیک ۲ بامداد است، به خانه بر میگردید، اما فکر حرفهای آن جوان، ذهنتان را رها نمی کند و مشغول کرده است؛ چه استثماری! یعنی هیچ مسولی از این وضعیت خبر ندارد؟ نمی بیند؟ چرا هیچ نهادی در جغتای به فکر ساماندهی جمع آوری و فروش مواد بازیافتی نیست؟ چرا این سوداگران مرگ به این راحتی هم مواد میفروشند و هم سود حاصل از فروش بازیافتی ها را به جیب میزنند؟

فروش مواد مخدر صنعتی، با خیالی راحت

خانه ای که بازیافتی ها را تحویل میگیرد و مواد می فروشد، بیخ گوش اداره ای دولتی واقع شده است، افرادی می آیند درب فرعی این خانه را می زنند، کمی صبر میکنند، دستی از گوشه شیشه شکسته درب خانه بیرون می آید، پول را میگیرد و مواد را تحویل میدهد؛ راحتتر از داد و ستد هر چیزی که به فکرم می رسد.

حرفهای شهروندان حاکی از فروش مخدر صنعتی در چند نقطه دیگر از شهر جغتای نیز هست که براحتی زنجیره خرید و فروش مواد صنعتی بین قاچاقچیان و معتادان را ایجاد کرده و مدیریت می کنند و هر روز جوانی از جوانان این شهر را به مشتری های خود اضافه میکنند.

و مردم نگران از آینده این شهر با فرهنگی اصیل و بافتی مذهبی، چشم امیدشان را به اقتدار و پیگیری های قوه قضاییه و نیروی انتظامی دوخته اند تا زادگاهشان را از لوس وجود این سوداگران مرگ پاک کند.

انتهای پیام/

  1. سعید فریمانه   آذر ۲۲, ۱۳۹۶  

    عالی بود


پيشنهاد سردبير
ويژه نامه
تعداد شماره ها:
پیام جغتای پیام جغتای پیام جغتای پیام جغتای پیام جغتای پیام جغتای